به وبلاگ دبیرستان معصومیه خوش آمدید
خدایا تو را سپاس
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. در قسمت قبل این مقاله به بررسی ویژگی های یاران حضرت مهدی(علیه السلام) پرداختیم و شما با تعدادی از ویژگی های این بزرگمردان آشنا شدید، در این قسمت نیز برخی دیگر از ویژگیهای آنها را بررسی میکنیم. 1. ایمان یاوران مهدی (عج) لذا هر چه پایه یقین فرد قویتر باشد و کمتر شک و تردید در قلب او راه یابد دارای ایمانی قویتر است و از رتبه و ارزشی والاتر برخوردار خواهد بود. یاوران مهدی (علیه السلام) به درجه ای از ایمان رسیده اند که هیچ شکی در دلشان راه نمی یابد: مردانی هستند فولاد دل که همه وجودشان یقین به خداست و هیچ شکی در دلشان راه نمییابد مردانی سختتر از صخره ها...1 با معرفت، به خدا ایمان آورده اند، و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ کرده است. امام صادق(علیه السلام) در روایتی، ضمن بیان اوصاف آنان، شیعیان را به الگو گرفتن از آنان سفارش میکند: سلیمان بن هارون میگوید: به آن جناب گفتم، بعضی از عجلیان گویند که شمشیر رسول خدا، نزد عبدالله بن حسن است. فرمود: به خدا سوگند! نه او و نه پدرش با هیچ یک از دو چشمانشان آن را ندیده اند، مگر آن که پدرش آن را نزد حسین دیده باشد و آن شمشیر برای صاحب این امر محفوظ است. پس مبادا به راست و چپ روی آوری که به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند! اگر اهل آسمان و زمین همدست شوند که این امر را از جایگاهی که خداوند آن را قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه همه مردمان کفر ورزند تا جایی که هیچکس نماند، خداوند کسانی را خواهد آورد که شایستگان باشند. سپس فرمود: آیا نمی شنوی که خداوند می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، هر کدام از شما که از دین روی گردانید، پس به زودی خداوند قومی را که آنها را دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند و با مؤمنان فروتن و یا کافران سرسخت اند، به نصرت اسلام برمی انگیزد...»(مائده ، آیه 54) (تا آخر آیه را تلاوت فرمود) و در آیه دیگر فرمود: «پس اگر این قوم به آن کفر ورزند، همانا قومی را که هرگز به آن کافر نشوند، بر آن می گماریم.» سپس حضرت فرمود: «اهل این آیه، همان کسانی اند که در آیه قبل بودند». در آیه ای که امام صادق(علیه السلام) آن را تلاوت فرموده اند، اوصاف مؤمنانی که باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین بیان گردیده است: 1. آنها به خدا عشق می ورزند و جز به خشنودی او نمی اندیشند: «یحبّهم و یحبّونه»؛ 2. در برابر برادران دینیشان خاضع و فروتن هستند: «أذلّه علی المؤمنین»؛ 3. برای بسط عدل و اجرای فرامین الهی همواره در راه جهاد فی سبیل الله هستند: «یجاهدون فی سبیل الله»؛ 4. برای نابودی کافران و برچیدن بساط ستمگران، کوشا هستند و از هیچ ملامتی پروا ندارند: «ولا یخافون لومه لائم». این صفات پسندیده که از اعتقاد به خدا و ایمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسانهایی ساخته است که در شکستن سنتهای نادرست - که اکثر مردم بدانها پایبندند و مخالفان خود را به استهزا میگیرند - پروایی ندارند. بسیاری را میشناسیم که صفات ممتازی دارند، اما مقابل غوغای محیط و هجوم افکار عوام و اکثریت منحرف، بسیار محافظه کار و ترسو میگردند و در مقابل آنها میدان را خالی میکنند. در حالی که برای یک رهبر سازنده و افرادی که برای اجرای افکار او وارد میدان میشوند، قبل از هر چیز چنین شهامتی لازم است. عوام زدگی، محیط زدگی و مانند آن، که همه نقطه مقابل این امتیاز عالی روحی هستند، سد راه بیشتر اصلاحات محسوب میگردند. آری به دست آوردن این امتیازات و موقعیتها در هر درجه که باشد، علاوه بر کوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است که به هر کس بخواهد و شایسته بیند عطا کند: ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء.2 2. برپا دارندگان نماز هر پیکارجوی با باطل و دفع کننده ظلم و فساد و برپا کننده حق و عدالت، باید خود را به زیور نمازگزاران آراسته کند؛ چرا که این نماز است که از فحشا و منکر جلوگیری می کند و یاد خدا را در دلها زنده میدارد. نماز عهد خداست «الصلوه عهد للَّه».( مؤمنون ، آیه2) از این رو درباره اصحاب صاحب الأمر(علیه السلام) می خوانیم: برخی از آنان شب را نخوابند و زمزمه نماز و مناجات شبانه شان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آکنده سازد.6 آری با یاد خدا و برپایی نماز جان و دلشان را روشن نموده اند: «کان قلوبهم القنادیل»7 و چهره ظاهریشان نمایانگر سیرت پاک درونیشان می باشد: سجده ها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و پارسایان شبند.8 و به فرموده قرآن: نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.(فتح ، آیه 29.) 3. پرداخت کنندگان زکات همچنان که اسلام تنها یک مکتب اخلاقی، عبادی و فلسفی نیست. بلکه یک «آیین جامع» و کامل است که به همه نیازهای روحی و معنوی انسان توجه دارد. پرورش یافتگان حقیقی این مکتب نیز افرادی تک بعدی نیستند بلکه یک مسلمان راستین در حالیکه یک مجاهد میدان رزم است، یک عابد محراب عبادت نیز می باشد. همچنان که خود را به خدا نزدیک می سازد، ارتباط خود را با خلق خدا نیز محکم میکند. لذا همانگونه که برپا داشتن نماز نشانه یک مؤمن وارسته است: «و یقیمون الصلوه»( توبه ، آیه 71.) زکات نیز نشانه بارز یک مسلمان واقعی است: «و یؤتون الزکاه»( توبه ، آیه 71.). همچنان که یک مسلمان از اقامه نماز به رشد و کمال و معراج میرسد از طریق پرداخت زکات نیز به این مقامات میرسد: «خذمن أموالهم صدقه تطهرّهم و تزّکیهم بها»( توبه ، آیه 103) ؛ چرا که زکات انسان را از بخل و دنیاپرستی و رذائل اخلاقی پاک می کند، و نهال نوع دوستی، سخاوت، رعایت حقوق دیگران به ویژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش میدهد و با پرداخت زکات زمینه فساد را در جامعه از بین میبرد. لذا امام صادق(علیه السلام) می فرماید: کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشی دارد.9 لذا یکی از اوصاف بارز اصحاب امام زمان (عج) که از برگزیدگان شاگردان مکتب وحی بوده و الگوی راستین ره پویان طریق انبیا و اولیا میباشند، پرداخت زکات است. بنابراین بعد از استقرار حکومت عدل جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) اولین اقدام آنها اقامه نماز و ادای زکات و احیای امر به معروف و نهی از منکر میباشد. چنان که امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه 41 سوره حج میفرماید: می فرماید: این آیه درباره آل محمد(صلی الله علیه و آله) و حضرت مهدی(عج) و اصحاب او میباشد. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سیطره آنها درمی آورد و دین را به وسیله آنها در جهان آشکار می سازد، و دیگر از ظلم و ستم و بدعت نشانی در روی زمین باقی نمی ماند.10 4. عبادت یاران مهدی (علیه السلام) و جن و انس را نیافریدیم جز برای آنکه مرا بپرستند. (ذاریات، آیه 56) عبادالرحمن کسانی هستند که همه چیز را در راه خدا و برای خدا و از خدا می دانند به همین سبب، اعمال، افکار و رفتار آنها رنگ و جلوه عبادت به خود می گیرد و زندگی و تلاش آنها برای رسیدن به معبود است. لذا آتش عشق به معشوق و معرفت به ذات باری تعالی خواب را از دیدگان آنان ربوده است. چنان که اشاره شد یاران مهدی(عج) مردانی هستند که شب هنگام زمزمه تلاوت قرآن و ذکر مناجاتشان، همچون صدای زنبوران عسل درهم پیچیده و هیبت الهی آنها را به قیام وا داشته و بامدادان سوار بر مرکب ها میشوند؛ آنان راهبان شب اند و شیران روز.11 گفتیم که همه این عبادتها و نیایشها، رشادتها و شهادتها و... از ایمان یک فرد مؤمن سرچشمه می گیرد و هر چه ایمان فزونی یابد، این اعمال نیز فزونی خواهد یافت. از این رو نه تنها جهاد و تلاش یاران آن حضرت، آنان را از عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی باز نمی دارد، بلکه این تلاشها سبب می گردد تا حلاوت ایمان را بیشتر بچشند. همه رفتارهای خود را رنگ و جلوه ای الهی دهند که چه رنگی بهتر از رنگ الهی: [این است] نگارگری الهی؛ و کیست خوش نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانیم. (بقره، آیه 138) عرفا معتقدند: حق سبحانه در آینه دل انسان کامل تجلی می کند و عکس انوار تجلیات از آیینه دل او بر عالم می تابد و همگان با دریافت آن فیض، پدید آمده و حفظ می گردند و تا انسان کامل در عالم وجود دارد، از تجلیات ذاتی و رحمت رحمانی و رحیمی حق تعالی برای عالم و پدیده های هستی استمداد می کند و آن ها به واسطه این استمداد و فیضان تجلیات حق تعالی حفظ می شوند.1 بنابراین، نظام آفرینش در حدوث و بقا، وامدار وجود پر برکت انسان کامل است، و به واسطه اوست که فیض الهی نصیب عالم و آدم می شود و از همین روست که در زیارت «جامعه کبیره » درباره اهل بیت علیهم السلام که پس از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله مصادیق بارز انسان کامل هستند، آمده: «بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث، و بکم یمسک السماء ان تقع علی الارض و بکم ینفس الهم و یکشف الضر»2; یعنی عالم با حقیقت وجود شما گشوده شده، و با شما ختم می گردد; به خاطر شما باران فرو می ریزد و به واسطه شما آسمان از ریزش باران به زمین باز می ماند و با توسل به شما گرفتاری ها و مشکلات برطرف می شوند . عندلیب گلشن اسرار، حافظ شیرازی، تمام معارف زیارت «جامعه کبیره » را در این کلام نغز جمع نموده و خطاب به اهل بیت علیهم السلام گفته است: از رهگذر خاک سر کوی شما بود هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد و در عصر کنونی، وجود مبارک حضرت مهدی علیه السلام قبله دل ها و واسطه فیض الهی بر عالم و آدم است . لذا در دعای نورانی «ندبه » از او به «سبب اتصال آسمان و زمین » یاد شده و چنین آمده است: «این السبب المتصل بین الارض و السماء» 3 و در دعای «عدیله » نیز درباره آن حضرت آمده: «ثم الحجة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء» 4; یعنی پس از یازده امام - که یاد شد - امام و حجت دوازهم قائم منتظر مهدی است که امیدها به اوست و به واسطه او دنیا باقی و برقرار می باشد و به برکت وجود او مردم روزی دریافت می کنند و در سایه وجود او آسمان و زمین بر قرارند . همه این حقایق در رهاورد عرفانی بزرگان اهل معنا به طور مستقیم درباره حضرت مهدی علیه السلام عنوان شده اند . از آن میان عارف نامدار محی الدین بن عربی می گوید: «پس مهدی رحمت است; همان طور که پیامبر رحمت بود; چنان که خداوند فرمود: ما تو را نفرستادیم، مگر آن که رحمت برای عالمیان باشی، و مهدی چون کاملا بر اساس مشی و سیره پیامبر، رفتار می کند، لذا دچار اشتباه نمی شود، پس به طور یقین رحمت عالمیان است .»5 و عارف نسفی نیز گفته است: «هر دو طرف جوهر اول را در این عالم دو مظهر می باید که باشد . مظهر این طرف، که نامش «نبوت » است، خاتم انبیا است و مظهر آن طرف، که نامش «ولایت » است، صاحب الزمان است که اسامی بسیار دارد; چنان که جوهر اول اسامی بسیار دارد ... البته بیرون خواهد آمد [ظهور خواهد کرد] احوال وی بیش از این خواهد بود که به نوشتن آید .» 6 در رساله منسوب به عارف عربی نیز درباره حضرت مهدی علیه السلام چنین آمده است: «والسلام علی المحاذی للمرآة المصطفویة، المتحقق بالاسرار المرتضویه، فیاض الحقائق بوجوده، قسام الدقائق بشهوده، ابی القاسم محمد بن الحسن»7; سلام بر مهدی که حقیقت ذات شریف او محاذی آینه وجود مصطفوی، و متحقق به اسرار مرتضوی است . از این رو، افاضه و بخشایش حقایق به واسطه وجود او، و تقسیم دقایق با شهود او انجام می شود . از آنچه بیان شد، این نکته معلوم گردید که یکی از بهترین تجلیات رخ مهدی علیه السلام در آینه عرفان، واسطه فیض بودن آن حضرت است . امام سجاد(ع) :
سه چیز سبب نجات مؤمن است :
1- بازداشتن زبان ازغیبت مردم
2- مشغول کردن خودش به آنچه که برای اخرت و دنیایش سود دهد
3- گریستن طولانی بر گناهانش
علی بن الحسین (علیهما السلام) ، چهارمین امام شیعیان ،در پنجم شعبان سال 38 ه.ق متولد گشت.شهرت آن بزرگوار به دو لقب زین العابدین و سجاد به علت عبادت بسیار و سجده های مکررایشان است .
یکی از دلایل شهرت و محبوبیت آن حضرت نزد مردم، انتشار جملات زیبا و گرانبار در قالب دعا بود که همگان را به خود جذب می نمود. این دعاها در کتابی به نام صحیفه سجادیه که به آن زبور آل محمد نیز می گویند گرد آوری شده و مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اجتماعی و اخلاقی است.
سعید بن مسیب، از محدثین مشهور، درباره امام می گوید : " هیچکس را پارساتر و باتقواتر از علی بن حسین ندیدم."
امام در زمان خویش به " علی الخیر"، " علی الاغر" و " علی العابد " نیز شهرت داشت.
ابن ابی الحدید درباره امام سجاد می نویسد : " آن حضرت را که اهل سجده بود و آثار آن بر پیشانیش آشکار بود، " ذوالثفنات " می گفتند. "
آورده اند که آن حضرت وقتی وضو می گرفت، رنگ چهره اش دگرگون می شد، و چون علت را می پرسیدند می فرمود : " آیا می دانید که در برابر چه کسی می خواهم بایستم ؟ "
و نیز گفته شده است که در وقت نماز چهره مبارکش دگرگون می شد و رعشه بر اندامش می افتاد، و می فرمود: " این از آن روست که می خواهم در حضور آن پادشاه بزرگ بایستم."
امام در وقت نماز به هیچ چیز توجه نداشت . یکبار به هنگام نماز دست فرزند امام شکست، او از درد فریاد می زد ، شکسته بند آوردند و استخوان دست را جا انداخت و فرزند امام هم چنان از درد فریاد می کشید. پس از نماز، امام دست بچه را دید که به گردنش آویزان است و آن زمان بود که متوجه شد دست بچه شکسته است.
زمخشری می گوید :" زمانی علی بن الحسین علیها السلام به قصد وضو گرفتن دستش را در آب فروبرد ، در همان حال سرش را به سوی آسمان و ستارگان بلند کرد و در آنها به تفکر پرداخت ، زمانی دراز گذشت، صبح دمید و مؤذن اذان گفت و هنوز دست امام در آب بود."
امام در صدقه دادن و رسیدگی به محرومین نیز زبانزد بود و پس از شهادت ایشان معلوم گردید که هزینه زندگی صد خانواده از صدقات ایشان تامین می شده است.
امام وقتی که سواره از کوچه های مدینه عبور می کرد هیچگاه تقاضای گشودن راه را نداشت و معتقد بود که راه مشترک است و ایشان حق ندارد دیگران را کنار بزند و مسیر را بگشاید .
مطالب فوق که قطره ای از دریای فضایل و سجایای اخلاقی امام است به پارسایان :
به آنان که در دل شب به سوی ملکوت اعلی دست بر می دارند و لب به ناله یارب یارب می گشایند ، به آنان که همواره در جستجوی حقیقت اند، تقدیم می گردد. انجيل اهل بيت هدايت و استراتژي در ارتباطات خاندان حضرت عباس (ع): در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت. اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد. عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند. ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (ع). دوران كودكي حضرت ابوالفضل العباس (ع): در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانىاش بر وى تاثير مىنهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مىبرد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مىگيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مىكنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ام، دو بگويم. پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت آميز خود آينده عباس را نظاره مىكرد، با لبختدى رضايت آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مىكرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مىپرسيد، مىفرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد. آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مىداد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ابىطالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مىداشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظهاى عباس را از خود دور نمىساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت. مقام علمي حضرت عباس (ع): حضرت عباس (ع) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند. علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود. مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع): اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از ديدگاه امامان معصوم (ع) دريابيم، كافي است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه كنيم. در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين (ع) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود: برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند. در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (ع) را به اردوي دشمن مي فرستد. روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (ع) از ا سب بر روي زمين افتاد، امام حسين (ع) فرمودند:(الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (ع) است. امام زمان (ع)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي. امام زين العابدين (ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود:هيچ روزي بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (ع) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند. آنگاه امام زين العابدين (ع) فرمود: خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض، دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند. ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع): با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند كسي است كه آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است. فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند. در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند. علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد. حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟ جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (ص) كه فرمود: (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد. در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است. آري حضرت عباس (ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد. القاب تابناك حضرت ابوالفضل العباس (ع) 1. قمر بنىهاشم بهره مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ساز اين لقب است. كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته هايش را برآورده مىسازد. بيانگر مقام و عظمت حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است. 4. الشهيد شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ساز اين لقب است 5.سقا دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت آور آبرسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد. 6. عبد صالح لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد: السلام عليك ايها العبد الصالح.� سلام بر تو، اى بنده صالح خدا. 7. سپه سالار صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت. 8. پرچمدار و علمدار يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.
ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریفترین ماههای سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته میشود، و عبادت در یکی از شبهای آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماهها است؛ روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفسهای شما تسبیح، خواب شما عبادت، عملهایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیتای درست و دلی پاکیزه، پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»
آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزهداران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.
منابع :
مفاتیح الجنان، تفسیر نمونه، ج 1، ص 634؛ المیزان، ج 2، ص 15
میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره میشود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام.
بیعت مردم به ولایتعهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری.
منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21

ایمان و عبادت یاوران مهدی (عج)


حضرت مهدی علیه السلام؛ واسطه فیض

" زینت عابدان"

دوراني كه امام سجاد(ع) در آن زندگي مي كرد، همه ارزش هاي ديني دستخوش تحريف و تغيير امويان قرار گرفته بود و احكام اسلامي بازيچه دست افرادي چون ابن زياد، حجاج و عبدالملك بن مروان بود. حجاج عبدالملك را مهم تر و برتر از رسول خدا(ص) مي شمرد و برخلاف نصوص ديني ازمسلمانان جزيه مي گرفت و با اندك تهمت و افترايي مردم را به دست جلادان مي سپرد.
در سايه چنين حكومتي آشكار بود كه تربيت ديني مردم تا چه اندازه تنزل كرده و ارزش هاي جاهلي چگونه احيا شده است(1)؛ به طوري كه دو خطر بزرگ جامعه اسلامي را تهديد مي كرد:
فرهنگ هاي متنوع بيگانه
خطر تجمل پرستي
از اين رو لازم بود در زمينه علمي كاري انجام شود تامسلمانان به اصالت فكري و شخصيت قانون گذاري ويژه خود كه از كتاب و سنت در اسلام الهام مي گيرد، واقف گردند. در اينجا ضرورت يك حركت اجتهادي (اطلاع رساني قوي) به نظر مي رسيد تا در چهارچوب تعاليم اسلامي، افق فكري مسلمانان گسترش يابد و بذر اجتهاد و تلاش ازبراي يافتن راه حق در دل آن ها افشانده شود و اين كاري بود كه امام سجاد(ع) بدان دست يافت
خطر دوم ناشي از پيشامد امواج رفاه و آسايش در جامعه اسلامي بود كه عشق سوزاني راكه از ارزش هاي اخلاقي و پيوندهاي روحي در مسلمانان پديد آمده بود را خاموش مي كرد
امام علي بن الحسين(ع) اين خطر را احساس كرد و فهميد كه جامعه دچار انحراف شده و روحيه رفاه طلبي و فساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي آن را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود ندارد، بنابراين امام سجاد(ع) توانست از دعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحركي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي ايجاد كند. امام(ع) در اين سنگر قدرت بس شگرف تصويرهاي روشني ازجامعه اسلامي و وظيفه مسلمانان را در برابر كفرگويان معين مي كند و مبارزه آنان را با منكرات مطرح مي سازد
دعاي او نشان دهنده اين مطالب است كه در هر حال ولو اين كه همه امكانات مبارزه از يك نفر گرفته شود و به فرض اين كه تنها هم باشد، باز هم مسئوليت تلاش و كوشش از او سلب نمي گردد و بايد از دعا به عنوان حربه مبارزه در راه حق استفاده شود
صحيفه سجاديه از گنجينه هاي ارزشمند دعاهاي امامان(ع) است كه در بردارنده برخي از دعاهاي حضرت سجاد(ع) است.
صحيفه سجاديه كانوني از معارف بلند الهي در ابواب مختلف است و در يك ارزيابي واقع بينانه مي توان آن را ابزار رساي فرهنگي براي مقابله با هجوم فرهنگي دانست كه خلفاي ناشايست باب آن را گشوده بودند. بي ترديد اگر اين حركت ارزشمند فرهنگي در كنار گستره فرهنگي ديگر امامان نبود، اين مهاجمان فرهنگي اثري از اسلام ناب محمدي(ص) باقي نمي گذارند. اهل دانش اذعان دارند كه كتاب صحيفه سجاديه از نظر جايگاه ارزشي سومين كتابي است كه در صدر اسلام پس از قرآن كريم و نهج البلاغه پديد آمده و مانند نسيم صبا در اطراف و اكناف عالم منتشر شده و از اين رو مردم آن را مورد اهتمام و توجه قرار داده اند. سراسر اين كتاب پر ازحقايقي است كه خداوند سبحان هنگام خلوت آن را بر زبان آن حضرت(ع) روان ساخته است و هر كتاب ديگري كه در اين فن تنظيم يافته از اين كتاب بهره و نصيبي برده است. به طوري كه ديگر دانشمندان كتب ادعيه خود را بر مبناي دعاهاي اين صحيفه به رشته تحرير درآورده اند
دعاهاي صحيفه علاوه بر حسن بلاغت و كمال فصاحت بر عالي ترين مضامين و عبارات و علوم الهي مشتمل است. زيبايي، شكوه وقدرت روحي كه در تعبيرات روح پرور آن به كار رفته و طرق مختلفي كه در اوقات گوناگون در مقام فروتني و توسل در پيشگاه الهي و درود وثنا برخداوند انتخاب شده، خود بالاترين شاهد و دليل است بر اين كه صدور آن از مقام امام معصوم(ع) قطعي است و احدي دست رد و انكار بر آن ننهاده و نام آن شهره آفاق است و فروغش بر اكناف جهان گسترده تا آنجا كه هرگز شك و ترديد در آن راه ندارد وگوهري است از معدن علوم امام سجاد(ع). بنابراين به خاطر جايگاه والايش بزرگان علم و ادب سه نام بر آن گذارده اند كه گوياي جايگاه رفيع اين كتاب عظيم الشأن است: 1- اخت القرآن 2-انجيل اهل بيت(ع) 3- زبور آل محمد(ص)صحيفه سجاديه هر چند سراسر دعا و نيايش است و تمام مطالب آن به عنوان راز و نياز انسان با پروردگار خويش ارائه شده، ولي تأمل و تحقيق در گستره مفاهيم و معارف آن به وضوح نشان مي دهد كه دعاهاي آن فراتر از مناجات هاي فردي و راز و نيازهايي است كه يك انسان در خلوت تنهايي خود و در بحران مشكلات زندگي، با خداي خويش دارد.
مناجات هاي صحيفه در حقيقت نجواي علم و اخلاق و عقيده وسياست است با روح موحدان و مناجاتياني كه در محراب عبادت و ميدان جهاد و صحنه مبارزه با شيطان هاي دروني و بروني حضور دارند
امام سجاد(ع) از محراب نيايش مكتبي سرشار ازآموزش و پرورش پديد آورد و با پست ترين خصلت ها و ارزنده ترين انديشه ها را با لطافت وعطر مناجات درهم آميخته و شيفتگان جمال حق را تا جايگاه شناخت حقايق اوج داده است.
صحيفه مدرسه اي است كه معلم آن امام چهارم(ع) است و اين معلم است كه با اين كتاب جهانيان را در تمام اعصار درس مي دهد و هر كس را در حد توان و قدرتش و به اندازه تكليف و استعدادش به مقامي كه بايد برسد مي رساند. صحيفه درياي پرخروش فيض الهي است كه لؤلؤ و مرجانش از شمار بيرون و اشياي پرقيمتش ازحد شمارش خارج است.
صحيفه آفتاب پر حرارت الهي است كه از مشرق وجود حضرت زين العابدين براي تربيت وجود انسان ها طلوع كرده و تا ابد از فروغ بخشي باز نخواهد ماند
تبليغ و رساندن پيام وحي به ژرفاي جان انسان ها و استراتژي در ارتباطات از آشكارترين وظايف هر امام وپيشواي الهي است. امام سجاد(ع) همان مسئوليتي را دارا بود كه اميرالمؤمنين(ع) برعهده داشت. رسالت ها و وظايف امامان در اصل و بنيان با هم برابر است ولي شرايط و مقتضيات زمان و نيازهاي مردم هر عصر متفاوت است. تفاوت شرايط و مقتضيات نمي تواند اصول را جابجا كند و آن ها را از ارزش و اعتبار ساقط نمايد، ولي مي بايد شيوه ها و روش ها را تغيير داد. به عنوان مثال علي بن ابي طالب(ع) وظيفه داشتند تا با ظلم و انحراف مبارزه كند و خلافت به حق خويش را به مردم بشناساند و رهبري امت اسلامي را به سوي نظام عقيدتي، سياسي واخلاقي اسلام ناب برعهده گيرد و همين رسالت ها را حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) نيز برعهده داشتند در حالي كه واقعيت اسناد و مدارك تاريخ نشان مي دهد كه هر يك ازاين امامان روش ويژه اي را در ايفاي رسالت و مسئوليت يگانه خود اتخاذ كردند. اين در حالي است كه عقيده و پيام وهدف آن ها كم ترين تمايزي با يكديگر نداشته است.
تاريخ نشان مي دهد كه شيعيان در عصر امامت امام سجاد(ع) با جراحت هاي سنگيني كه از روزگار غصب خلافت وجنگ صفين و نهروان و جمل و روزگار حاكميت معاويه و يزيد و نيز شهادت حسين بن علي(ع) و يارانش بر روح خويش احساس مي كردند، مجالي براي نبردي دوباره با دستگاه اموي نداشتند
.فشارهاي روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامي قيام هاي توابين بذر يأس و نااميدي را در روح ها پراكنده بود. در چنين شرايطي امام سجاد(ع) اجازه نداشت كه به طور رسمي و علني مانند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به تعليم و آموزش پيروان خود بپردازد و نه امكان آن را داشت تا مانند علي ابن ابي طالب(ع) قوايي را عليه دستگاه اموي گردآورد. اين دو مشكل در ميدان فرهنگ و سياست و جامعه مي توانست براي مدتي طولاني انديشه و معارف شيعي را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسيده، معرفي كند
هنر رهبري در هدايت و تبليغ جامعه اقتضا مي كرد كه استراتژي امام سجاد(ع) در ارتباطات بايد عالي ترين نوع باشد(6) بنابراين روش مبارزه صحيح را انتخاب كرد و آن تشكيل و احداث مركز اطلاع رساني جهاني الهي بود كه بتواند از كانال آن چهره انقلاب كربلا وپيام اسلام الهي را به تصوير بكشد و گفتار امام(ع) در آن فريادي است به همه تاريخ كه در هر شرايط و باه هر شكل و هر امكاني كه در اختيار هست، حرف حق را بايد زد و نهضت و انقلاب را بايد پاسداري كرد ودر هيچ شرايطي اين مسئوليت سلب نخواهد شد.

در ايام دشوار خلافت، لحظه اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسهاى جاويد آفريد.


2. باب الحوائج
3. طيار
9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.
| قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت |







